حضرت امام خمينى(قدس سره) بارها بر اين مسئله كه در صورت تشكيل حكومت توسط فقيه عادل مردم موظف به اطاعت از او بوده و مشروعيت هر نهاد و مقام دولتى، منوط به تأیید ولى فقيه است، تأکید کردهاند. ايشان در كتاب حكومت اسلامى خود مىفرمايند:
حتماً برای شما نیز اتفاق افتاده است که قسمتی از بدنتان با چیز داغی برخورد کرده و بسوزد. در آن زمان حتماً بسته به میزان سوختگی درجاتی از درد را با ناراحتی تحمل کردهاید و حتماً شنیده یا دیدهاید که افرادی نیز بر اثر سوختگی در آتش زیبایی و یا برخی از اعضا و یا حتی جان خود را از دست دادهاند. شاید در آن زمان برای لحظاتی خود را جای آن شخص قرار داده و با رقت قلب حاصل از آن خدا را بواسطهی سلامتی خویش شکر کردهاید. اما این آتشها همه آتشهای دنیوی بوده و درد و رنج ناشی از آن بالاخره به پایان خواهد رسید. نمیدانم آیا شما نیز دربارهی آتش جهنم و رنج و سختی ناشی از آن اندیشیدهاید؟! آیت الله شهید دستغیب در یکی از آثار خود روایت عجیبی را دربارهی...
در همين جايي كه من و شما نشسته، ايستاده و يا خوابيدهايم موجودات و تصاويري وجود دارند كه نميبينيم و صداهايي است كه نميشنويم!
شايد بگوييد اين ديگر چه ادعاي پوچ و بيمعنايي است؟!
ميگويم: مگر جز اين است كه اگر در همينجا تلويزيون يا راديويي را باز كنيد بسياري از همين تصاوير و صداها را ميبينيد و ميشنويد؟! مگر جز اين است كه هرچه آنتن تلويزيون شما قويتر باشد تعداد شبكههاي بيشتري را مشاهده خواهيد كرد؟ مگر جز اين است كه هرچه گيرندگي راديوي شما قويتر باشد امواج بيشتري را خواهيد شنيد؟
آيا شما بدون اين گيرندههاي صوتي و تصويري ميتوانستيد اين همه صدا و تصوير را ببينيد يا بشنويد؟! آيا وقتي از اين گيرندهها استفاده نميكرديد انكار وجود...
از داستان كفر و ارتداد خوارج و نوع برخورد امام علي(عليه السلام) با اين گروه درسهاي فراوان ميتوان گرفت. خوارج مردماني بدعتگذار، خشك و متعصب، كجفهم و تنگنظر بودند كه به آلت دست دشمنان اسلام تبديل شده بودند. گرچه شايد امروز گروهي با اين مشخصات كه كاملاً بر خوارج زمان اميرالمؤمنين (عليه السلام) تطبيق كنند يافت نشود لكن عناصري از شخصيت خوارج را ميتوان در برخي جريانهاي موجود در جهان اسلام مشاهده كرد. برخي از گروههاي متحجر به نوعي و برخي از به اصطلاح متجددين نيز به نوعي ديگر از خواص روحي و رواني خوارج برخوردارند.
آنچه كه ما در اين نوشتار كوتاه به آن ميپردازيم نه بيان خصوصيات خوارج و نه نقاط اشتراك اين گروه با برخي از گروههاي ديگر موجود در جهان امروز ماست بلكه ميخواهيم از فصل مشترك اين گروهها يعني قيام عليه حكومت اسلامي و به خطر انداختن مصالح عاليهي اسلام و نوع برخوردي كه ميبايست با آنان صورت بگيرد بحث كنيم.
گرچه از نظر امام علي (عليه السلام) خوارج افرادي مرتد و واجب القتل بودهاند لكن با توجه به خصوصيات منحصر به فرد اين گروه، از بين بردن آنان در عين اهميت، به راحتي امكانپذير نبوده است....
انسان در زندگي دنيوي خويش نسبت به برخي از افراد علاقه دارد. گاهي اين علاقه آنقدر اوج ميگيرد كه به حد عشق ميرسد. در چنين حالتي عاشق با تمام وجود حاضر است كه خود را فداي معشوق كند! يكي از مصاديق بارز اين نوع علاقه، عشق پاك مادر به فرزند خويش است. علاقهي پدر به فرزند خود، علاقهي فرزند به پدر و مادر خويش، علاقهي انسان به همسر خود و علاقه به خواهر، برادر و اقوام نزديك خويش از ديگر مصاديق محبتهايي است كه معمولاً انگيزهي لذت طلبي در آنها كمرنگتر از ساير دوستيهاي دنيوي است.
زندگي دنيوي اما گاهي همراه با خطاها و گناهان كوچك و بزرگي ميشود كه توبه نكردن از آنها و يا خوف از اينكه شايد توبهي ما مورد قبول درگاه الهي واقع نشده باشد، اين نگراني را به همراه دارد كه عاقبت ما در قيامت و روز حساب به كجا ختم خواهد شد؟ آيا بهشت و رضوان الهي در انتظار ماست يا جهنم و عذابهاي هولناك آن؟
آيات متعدد قرآن مجيد و روايات فراوان معصومين (عليهم السلام) دربارهي اوصاف جهنم آنقدر ترسناك...
۱. در مطالعهي زندگي حضرات معصومين(عليهم السلام) و برخي ديگر از علما و بزرگان دين به مواردي بر ميخوريم كه اين بزرگان با يك دعا و درخواست از خداوند گرههاي كوري را گشوده و مشكلات به ظاهر بزرگ و پيچيدهاي را به سرعت حل ميكردهاند!
۲. سر اين مسأله را ميتوان در برخي از روايات ائمهي معصومين (عليهم السلام) يافت. از جمله از امام حسن مجتبي(عليه السلام) نقل شده است كه «هر كس خدا را بندگي كند، خدا همه چيز را بندهي او ميگرداند.» (تنبيه الخواطر، ج 2، ص 108)
۳. ما در شهادتين ابتدا بر بندگي پيامبر و آنگاه بر رسالتش شهادت ميدهيم. خداوند متعال نيز در آيات متعددي از قرآن مجيد؛ برخي از پيامبران از جمله پيامبر مكرم اسلام(ص) را «عبد» و «بنده» خويش مينامد.
۴. رسيدن به مقام بندگي خداوند بدان معناست كه خود را عملاً در برابر او «عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْء: بندهي مملوكى كه قادر بر تصرف در چيزى نيست» (نحل: 75) بدانيم و اين جز با رنج و تلاش فراوان حاصل نميشود....
اعمال نيك و بد ما علاوه بر آنكه نتايج اخروي را در پيدارد، داراي آثاري وضعي در همين دنيا نيز ميباشد. در روايات موجود از معصومين(عليهم السلام) آثار وضعي برخي از اعمال در دنيا و آخرت معرفي شده است.
يكي از گناهان رايج در جامعهي ما سرزنش كردن ديگران است. گاهي بعضي از ما وقتي خطا يا گناهي از مؤمني سراغ داريم بجاي آنكه او را خيرخواهانه نصيحت يا نهي از منكر كنيم به سرزنش او روي ميآوريم. بدتر آنكه اين سرزنش كردنها گاهي پشت سر آن شخص يا در مقابل ديگران صورت ميگيرد!
در برخي از روايات اثر اين گناه انجام همان عمل توسط شخص سرزنشگر عنوان شده است!
از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه پيامبر اكرم(صل الله عليه و آله و سلم) ميفرمايند...
خدايا! به تو از نفس خويش شكايت ميكنم. نفسي كه مرا به بدي امر ميكند و به خطاكاري ميكشاند. نفسي كه به نافرمانيهاي تو علاقهمند است و خشمت را برميانگيزد. به راهي ميرود كه پايان آن هلاكت است و مرا نزد تو خوارترين هلاك شدهها قرار ميدهد!
نفسم پربهانه و بلند آرزوست! اگر بدي به او برسد بيتابي و اگر خوشي ببيند ناسپاسي ميكند! به لهو لعب ميل دارد و آكنده از غفلت و فراموشي است! مرا به سرعت به گناه ميكشاند و توبهام را به آينده حواله ميدهد!
خدايا! به تو از دشمني كه گمراهم كند و شيطاني كه به بيراهه كشاندم شكايت ميكنم. سينهام را از وسوسه پر كرده و هوسهايش قلبم را احاطه كرده است! هواي نفس از من پشتيباني ميكند و حب دنيا را برايم زينت ميدهد و بين من و اطاعت و نزديكي تو پرده انداخته است....
گاهي حال و روز معنوي خوبي نداريم! دوست داريم اهل دلي پيدا شود، ما را نصيحتي كند، راهي، چارهاي نشانمان دهد بلكه از اين وضعيت خارج شويم و به سوي خدا گام برداريم.
نقل است روزي شخصي خدمت امام سجاد(ع) رسيد و از حال خود شكايت كرد!
امام خطاب به او فرمودند: «مِسْكِينٌ ابْنُ آدَمَ لَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ ثَلَاثُ مَصَائِبَ لَا يَعْتَبِرُ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ وَ لَوِ اعْتَبَرَ لَهَانَتْ عَلَيْهِ الْمَصَائِبُ وَ أَمْرُ الدُّنْيَا؛ اين آدميزاد چه بيچاره است! هر روز سه مصيبت به او ميرسد اما از هيچ يك از اين سه مصيبت عبرت نميگيرد در حاليكه اگر عبرت ميگرفت مصيبتها و مشكلات دنيا برايش آسان ميشد.»
همهي ما دوست داريم اين سه مصيبت را بشناسيم و از آنها عبرت بگيريم شايد از اين روزگار بد معنوي خويش رهايي يابيم!...
امروز جايي نشسته بودم. ملخ نسبتاً بزرگي را مشاهده كردم كه مرده بود و اطراف او را مورچههاي بسياري احاطه كرده و در حال جدا كردن قطعات بدن او و حمل آن به سمت لانهي خويش بودند. به اين فكر افتادم كه روزي ما نيز خواهيم مرد و پس از مرگ زير خروارها خاك دفن خواهيم شد. در آن تاريكي قبر غالباً جسم بيجان انسانها نيز خوراك كرمها و موجودات ديگري خواهد شد. البته هستند مؤمنان خاصي كه جسم آنها در خاك نيز هميشه سالم خواهد ماند!
به ياد بخشهايي از دعاي امام سجاد(ع) - مشهور ابوحمزهي ثمالي - افتادم:
«...أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيَا عَنْ قَلْبِي وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ انْقُلْنِي إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَيْكَ وَ أَعِنِّي بِالْبُكَاءِ عَلَى نَفْسِي فَقَدْ أَفْنَيْتُ بِالتَّسْوِيفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِي وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآيِسِينَ مِنْ خَيْرِي فَمَنْ يَكُونُ أَسْوَأَ حَالًا مِنِّي إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِي إِلَى قَبْرِي....
۱. جايگاه تفكر و انديشه در دين مبين اسلام جايگاه بسيار رفيع و با ارزشي است. در 18 آيه از قرآن مجيد از مادهي «فكر» و كلماتي چون «يتفكرون»، «تتفكرون» و ... استفاده شده است و اين البته جداي از تعابير فراواني است كه از مادهي «عقل» در آيات قرآن بكار رفته است.
۲. تعاليم ديني ما ارزشي براي پذيرش تقليدي اصول دين قائل نيست و همه ميبايست اصول اعتقادي خود (توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت) را با تفكر و انديشهي خويش بپذيرند.
۳. تفكر در روايات معصومين(عليهم السلام) نيز از جايگاه خاص و ويژهاي برخوردار است.
ما در ادامه سه روايت در اين رابطه ذكر كرده و اندكي دربارهي آنها توضيح خواهيم داد:
ماه مبارك رمضان امسال به دلايلي از توفيق شركت در برنامهي مرسوم حوزههاي علميه در تبليغ دين محروم شدهام لذا تصميم گرفتم براي جبران اين مسأله؛ روزي يك مطلب ديني را در وبلاگ خويش منتشر كنم شايد از اين طريق موجبات جبران بخشي از اين بيتوفيقي فراهم آيد! نميدانم آيا خوانندهاي براي اين منبر مجازي خواهم يافت؟
***
1. خداوند متعال در آيهي 107 از سورهي مباركهي انبياء خطاب به پيامبر مكرم اسلام؛ حضرت محمد (صلوات الله عليه و آله) ميفرمايند: «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين» اي پيامبر! ما تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم...
چندي پيش پاسخ پرسشي دربارهي حجاب را بر روي وبلاگ گذاشتم. هفتهي گذشته سايت «الف» لينك آن مطلب را در قسمت وبلاگهايش قرار داد و تعدادي از هموطنان عزيز پس از مطالعهي اين پرسش و پاسخ نظرات و يا اشكالات خود دربارهي آن را در قسمت نظرات وبلاگ نگاشتند. اكنون به نطرم رسيد ميتوان مجموع اين پرسش و پاسخها را به عنوان يك مطلب مستقل منتشر كرد. ابتدا پرسش و پاسخِ قبل را مجدداً نقل ميكنم و آنگاه پرسش و اشكالهاي خوانندگان و پاسخهاي آنها را جهت مطالعهي شما عرضه ميدارم.
همانطور که می دانید یکی از مهمترین انگیزههای قیام امام حسین(ع)، بحث امر به معروف و نهی از منکر بوده است و خود امام می فرماید: «اني لم اخرج اشراً و لابطراً و لامفسداً و لاظالماً انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيرة جدي و ابي» من برای ظلم و فساد، خودخواهی و اموری از این قبیل قام نکردم بلکه من قیام کردم برای اینکه در امت جدم اصلاح کنم و امر به معروف و نهی از منکر را به جای بیاورم و سیرهي جدم رسول الله(ص) و پدرم امیرالمؤمنین علی (ع) را اقامه کنم. اینکه امام هدف از قیامشان را مسألهي امر به معروف و نهی از منکر معرفی می کنند، نشان از جایگاه ویژهي امر به معروف و نهی از منکر در مکتب ما دارد.
نظر شما دربارهي اين جمله چيست؟: «شيطان وجود ندارد! شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست! درست مثل تاريكي! شيطان كلمهاي است كه بشر خلق كرده تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد! خدا شيطان را خلق نكرد! شيطان نتيجهي آن چيزي است كه وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند! مثل تاريكي كه در نبود نور ميآيد.» برخي از امور عالم، وجودي و برخي ديگر عدمي هستند. نور امري وجودي است اما تاريكي امري عدمي است. يعني در واقع چيزي به نام تاريكي در عالم موجودات، وجود ندارد و تاريكي چيزي جز عدم نور نيست. اما آيا شيطان را هم ميتوان مانند تاريكي امري عدمي دانست؟!
از اين پس هر از چند گاهي به برخي از پرسشهاي مذهبي پاسخ خواهيم گفت. همچنين تلاش داريم تا آنجا كه ممكن است پاسخ پرسشها را كوتاه و مختصر بدهيم. اينك به عنوان اولين پرسش، سئوال يكي از برادران دانشجو كه قبلاً در قسمت نظرات همين وبلاگ مطرح و پاسخ داده شده بود را انتخاب كردم.
يكي از بهترين دلايل عقلي بر اثبات وجود خداوند متعال برهان وجوب و امكان است كه به صورت خلاصه به اين برهان اشاره ميكنيم:
انواع موجودات
1. وجودِ موجودات را در دو عالم ميتوان تصور كرد:
الف. عالم ذهن
ب. عالم واقع (خارج از ذهن)
2. موجودات در عالم ذهن به سه دسته تقسيم ميشوند:...
تعبير «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» يكي از زيباترين سخناني است كه در باب كربلا و عاشورا بيان گشته و جاودانگي آن را جلوهگر شده است. «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» به دان معناست كه در هر زمان جلوه و نمودي از كربلا و عاشورا را ميتوان يافت. به دان معناست كه در هر زمان يزيد و حسيني، وفاداران و كوفياني و بالاخره حق و باطلي وجود داشته و خواهد داشت و جنگ و نزاع ميان اين دو، جنگي ابدي است و البته...
بحث از منشأ مشروعيت حكومتها و بخصوص حكومتِ مبتنى بر ولايت فقيه از جمله مهمترين مباحثى است كه مىبايست مورد تبيين و بررسى قرار گيرد. نگارنده به همين مناسبت پيش از اين در مقالهاى مفصل در روزنامهي جمهورى اسلامى به تبيين اين موضوع از ديدگاه آيتالله هاشمى رفسنجانى پرداخت. آقاى هاشمى نيز در مصاحبهاى كه فصلنامه حكومت اسلامى به مناسبت نزديكى انتخابات خبرگان رهبرى با ايشان داشت، به برخى از پرسشهاى مطرح دربارهي منشأ مشروعيت ولايت فقيه، مجلس خبرگان رهبرى و... پاسخ گفت. اين مصاحبه مىتوانست پايانى بر مناقشات اخير در مسايلى چون ديدگاه وى درباره مشروعيت ولايت فقيه باشد اما متأسفانه...
...آنچه موجب تعجب مضاعف نويسندهي اين سطور شد، انتساب نسبتي خلاف واقع به اينجانب با استناد به مقالهي مندرج در روزنامهي جمهوري اسلامي با عنوان «هاشمي رفسنجاني و مشروعيت آسماني وليفقيه» بود كه در اينباره چنين نوشتهايد...
با توجه به آنکه در برخي از سالهاي گذشته، در اول يا آخر ماه مبارک رمضان بحث رؤیت هلال ماه به مسألهای جنجال برانگیز تبدیل شده است، لازم دانستیم که به برخی از مسايل شرعی دربارهی رؤیت هلال ماه اشاراتي هرچند كوتاه داشته باشيم...
در فلسفهي سياست، بحث از مشروعيت و حقانيت هر حكومتي از كليديترين و مهمترين مباحث است، از اين رو انديشمندان و تئوري پردازان نظامهاي مختلف سياسي ناگزير به بحث دربارهي آن هستند. اسلام نيز به عنوان يك نظام سياسي از اين قاعده مستثني نيست اما اين بحث نيز همانند بسياري از مباحث ديگر، دستخوش اختلاف نظرهايي شده است. اينكه دين اسلام حكومت را مخصوص به فقها دانسته يا ...
در شماره 422 از نشريه طلوع (به تاريخ 5/11/1382) مقالهاي با عنوان «جايگاه زن و حقوق اجتماعي او» درج شد که متضمن نارساييهاي علمي بود. متن حاضر پاسخی است به برخی پرسشها و شبهات مطرح شده در آن نوشتار كه در همان زمان در ماهنامه «شهر سبز» منتشر شد...