يكي از مهمترين چالشهاي امنيتي نظام جمهوري اسلامي در دوران مديريت ايشان بر شوراي عالي امنيت ملي شكل گرفت. حوادثي كه پس از دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري اتفاق افتاد و برخي از بزرگان نظام ـ به حق ـ از آن به «يك فتنهي پيچيده» تعبير كردند.
پرسشي كه اكنون دكتر جليلي به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي ميبايست به آن جواب دهد آن است كه ايشان چه تمهيداتي را براي پيشگيري و مهار اين «فتنهي پيچيده» انديشيدند؟ آيا ايشان و مجموعهي تحت مديريشان توانستند اين فتنه را پيشبيني كنند؟ آيا در برخورد با آن به بهترين شكل و در كوتاهترين زمان ممكن عمل شد؟ آيا نتيجه عملكرد آنان افزايش «اعتماد ملي» به عملكرد و توانمنديهاي مديران مربوطه بود؟ آيا در نتيجهي عملكرد آنها ضربهاي كه در آن مقطع به «وحدت ملي» ما وارد آمد؛ به بهترين وجه جبران شد؟ آيا...
اينكه افرادي احساس وظيفه كرده و از «گفتمان انقلاب» دفاع كنند؛ كاري بس ارزشمند است اما اينكه به گونهاي موضع بگيرند كه گويا اين گفتمان در انحصار آنهاست، اشتباهي فاحش خواهد بود.
در «گفتمان انقلاب» عناصر بسياري نهفته است كه متأسفانه صاحبان هر گرايش و سليقهاي تنها به برخي از مؤلفههاي آن تمسك كرده و از بسياري ديگر از مؤلفهها غافلاند.
اما وقتي مجموع سلايق را با يكديگر ميبينيد، تصويري نزديكتر به «گفتمان واقعي انقلاب» شكل ميگيرد.
اگر افرادي بخواهند با تنگنظري؛ خود را تنها نمايندهي «گفتمان انقلاب» ببينند و اين تصور باطل را فرياد كنند، به هر ميزان كه مردم از گفتمان آنها فاصله بگيرند، در نگاه آنها، فاصلهي مردم از اين گفتمان تلقي خواهد شد و اگر اكثريت مردم از سليقهي آنها رويگردان شوند، به آنها توهم شكست «گفتمان انقلاب» دست خواهد داد.
به عبارت حداقل ميتوان چنين ادعا كرد كه تمام نامزدهايي كه از سوي شوراي محترم نگهبان تأييد صلاحيت ميشوند، بيانگر بخشي از «گفتمان انقلاب» هستند. لذا هر گروه و جرياني ميبايست بجاي ادعاي مالكيت اين گفتمان، نام خود را به كلمهي گفتمان اضافه و به عنوان انديشههاي خويش عرضه كند.
بدون شرح
آيت الله مصباح يزدي در تير ماه 1384:
بهتر است به برخی از سخنان مقام معظم رهبری دربارهی سیاستهای دیروز و امروز هستهای کشورمان اشارهای داشته باشیم. در تاریخ 11 آبان ماه 1382 یعنی زمانی که از یک سو برخی جریانهای سیاسی، سیاستهای هستهای ایران را سیاستهایی بر پایهی تسلیم در برابر زورگویان بین المللی ارزیابی میکردند و برخی دیگر از جریانهای سیاسی نیز واقعاً خواستار تسلیم در برابر این زورگوییها بودند، حضرت آیت الله خامنهای در سخنان مهمی فرمودند:
«به نظر بنده هر دو نوع نظريهاى كه درباره مذاكراتِ انجام گرفته وجود دارد، غير منطبقِ با واقع است. يك طرز فكر اين است كه افراد مؤمن و غيور ما تصوّر مىكنند دولت تسليم شد، كه بايد گفت اينطور نيست و هيچ تسليمى تا اينجا وجود نداشته است. اين يك حركت سياسى و كار ديپلماسى است. طرز فكر ديگر كه در نقطه مقابلِ طرز فكر اوّلى است، اين است كه عدّهاى خيال مىكنند ديگر نبايد معطّل كرد و هرچه آنها مىخواستند بايد داد تا مبادا بهانهگيرى كنند! اين هم درست نيست و دستپاچه شدن است. از طرف ديگر، اين تفكّر هم كه عدّهاى از دشمنان جمهورى اسلامى دارند و خيال مىكنند كه ديگر قلّاب در دهان جمهورى اسلامى گير كرده و چارهاى ندارد، درست نيست؛ نخير، اين طرز فكر هم خوش خيالى و خيال خام است. ما در هر جا حركتى كرده باشيم كه به نقطهاى برسد كه به منافع جمهورى اسلامى خدشه و ترديد وارد شود، همانجا آن حركت را بدون هيچ ترديدى قطع مىكنيم...
روز 23 اسفند 1391 مجدداً براي دريافت پاسخ به وزارت ارشاد رفته بودم. مسئول دفتر معاونت فرهنگي وزارتخانه گفت كه كتاب همچنان دست آقاي اسماعيلي (مسئول اين معاونت) است و گفتهاند كه همچنان صبر كنيد! اين در حالي بود كه حدود سه هفته قبل از آن؛ آقاي الهياري (مدير كل اداره كتاب وزارتخانه) از جلسهي مشترك خود و اسماعيلي دربارهي تعيين تكليف اين كتاب خبر داده و نتيجه را چنين اعلام كرده بود كه تا سه روز ديگر مواردي را جهت اصلاح به بنده اعلام خواهند كرد و پس از اصلاح مجوز نشر را اعطا ميكنند. در همانجا گفته شد كه موارد اصلاحي؛ متن سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني را در بر نخواهد گرفت.
روز 23 اسفند اما وقتي با توصيهي مجدد به صبر مواجه شدم، همانجا كاغذي بيرون آورده و متن زير را براي معاونت ارشاد اين وزارتخانه نگاشته و رونوشتي از آن را نيز به دفتر مدير كل اداره كتاب دادم.
به هر حال اميدوارم با رفع شر اين دولت آزادي ستيز؛ دولتي شايستهي اين ملت كه حامي حقوق اجتماعي و آزاديهاي شرعي و قانوني آنها نيز باشد؛ حاكم شود.
متن نامه:
جناب آقاي اسماعيلي (معاونت محترم فرهنگي وزير ارشاد)
با سلام
گفته شده است اين سرنوشت كساني است كه مؤمنين را در دنيا ميآزردند و مسخره ميكردند.
رضا صنعتي – طلبه حوزه علميه قم
23/12/91
نويسندهي كتاب «هاشمي در سال 88» - كتابي كه نزديك به دو سال است بدون دليل موجه شرعي و يا قانوني از مجوز نشر محروم ميشود و پاسخ مشخص و خداپسندانهاي نيز دربارهي اين رفتار داده نميشود.
دو كتاب «گفتمان مصباح» و «مشروعيت آسماني» در بيست و ششمين دوره از نمايشگاه كتاب عرضه ميشود.
هفته گذشته براي انجام كاري به يكي از دفاتر اداري قم رفتم. در حيات اين اداره اما با چيز عجيبي مواجه شدم. شاخههاي يك بوتهي بزرگ از گياه كِوِرَك (keverak) بر روي ديوار اين اداره آويزان بود.

بنده در تير ماه 1388 به واسطهي تحقيق دربارهي تاريخ انقلاب اسلامي در كازرون توفيق ديدار ايشان و انجام مصاحبهاي را در مطبشان در شيراز داشتم. اكنون اما افسوس ميخورم كه چرا اسنادي كه در حال حاضر دربارهي مبارزات وي در اختيار دارم را در آن زمان نداشتم. كه اگر چنين بود آن مصاحبه هم مفصلتر ميشد و هم از غناي بيشتري (خصوصا در توضيح اسناد مذكور) برخوردار ميگشت.
انشاءالله در آينده؛ مصاحبهي مذكور همراه با چند مصاحبهي ديگر، زندگينامهي تفصيلي و اسناد مبارزاتي ايشان به صورت كتابي مستقل منتشر خواهد شد.
انتخابات رياست جمهوري همواره از سرنوشتسازترين مقاطع كشور بوده است. انتخاباتي كه نتايج آن؛ جهتگيري كشور را براي يك دورهي نسبتاً طولاني رقم ميزند. آنچه مسلم است؛ گرايشها، افكار، روشها و سلايق دولت؛ تمام شئون مملكت را تحت تأثير قرار داده و گفتمان حاكم بر دولت بر عرصههاي مختلف اخلاق، فرهنگ، سياست، اقتصاد، اجتماع و... سايه ميافكند. اما عليرغم اهميت اين موضوع بايد اعتراف كرد كه متأسفانه «سرنوشتسازترين تصميمها در احساسيترين فضاها رقم ميخورد».
در ايام انتخابات به جاي اينكه به ملاكها و ويژگيهاي لازم براي يك رييس جمهور توجه شود، غالباً شاهد دنبالهروي از جريانها، گروهها و برخي از اشخاص خاص هستيم. اين واقعيت زماني تلختر خواهد شد كه گروههاي مرجع نيز بيش از آنكه به بررسي صلاحيتهاي لازم در گزينههاي موجود بپردازند به اموري چون ميزان تطبيق آنها با هواها و علايق خويش و يا ميزان توان آنها در جلب آراي عمومي و پيشي گرفتن از كانديداي رقيب روي ميآورند...
متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد
استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است